تقدیم به او که نبود ولی حسه بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برایه

 

کسی تنگ است که افتاب صداقت را

 

 

به میهمانیه گلهایه باغ می اورد وگیسوان بلندش را به باد میداد و دست

 

هایه سپیدش را به اب میبخشید و شعر هایه

 

 

خوشی چون پرنده هامیخواند ومن همچنان عاشقانه دوستش دارم